غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
10
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
النبى اول يوم الاثنين وصلت خديجه آخر يوم الاثنين و صلى على يوم الثلثاء من الغد مستخفيا قبل ان يصلى مع النبى صلى اللّه عليه و سلم احد سبع سنين و اشهر ) ابو المؤيد خوارزمى گويد كه اگر اين حديث به صحت پيوندد تأويلش آنست كه پيش از جماعتى كه داخل سباق اهل اسلام نيستند على كرم اللّه وجهه هفت سال نماز گذارد نه آنكه پيش از سابقان اسلام اين معنى واقع بوده باشد زيرا كه ميان اسلام امير المؤمنين على و جمعى از صحابهء عظام مثل ابو بكر الصديق و عثمان ذو النورين و سعد بن ابى وقاص و طلحه و زبير امتداد زمان هفت سال نبوده و در كتاب يواقيت كه مؤلف ابى عمر الزاهد است از عبد اللّه بن عباس رضى اللّه عنهما منقولست كه گفت على مرتضى را چهار خصلت است كه هيچيك از مردم را آن خصال ميسر نيست اول آنكه امير المؤمنين على رضى اللّه عنه نخستين كسى است از عرب و عجم كه با حضرت خاتم الانبيا صلى اللّه عليه و سلم نماز گذارد ديگر آنكه در تمامى غزوات علم سيد كاينات بدست او بود ديگر آنكه در روز مهراس قدم بر جادهء شكيبائى ثابت داشته فرار نفرمود و يوم المهراس روز جنگ حنين را گويند ديگر آنكه پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم را غسل داد و بقبر وى درآمد و از عقيق كندى كه پسر عم اشعث بن قيس است مرويست كه گفت پيش از ظهور اسلام نوبتى جهة طواف بيت الحرام به مكه رفتم و در آن اوقات روزى در منا نزد عباس رضى اللّه عنه نشسته بودم كه ناگاه مردى از نهانخانه كه در آن نزديكى بود بيرون آمد و در آفتاب نظر كرده چون ديد كه از وسط السماء ميل نمود در نماز ايستاد بعد از آن عورتى هم از آن خانه بيرون آمد و اقتدا به دو كرد آنگاه كودكى كه نزديك ببلوغ بود از همآنجا بيرون آمده او نيز مقتدى شد پس از عباس پرسيدم كه اين كيست و غرضش از اين كار چيست جواب داد كه اين مرد محمد بن عبد الله بن عبد المطلب است برادرزادهء من و اين ضعيفه منكوحهء اوست خديجه بنت خويلد و اين پسر على بن ابى طالب است ابن عم احمد و محمد صلى اللّه عليه و سلم گمان مىبرد كه بشرف نبوت مشرف گشته و كنوز كسرى و قيصر برو فتح خواهد شد و اين نمازست كه مىگذارد و تا غايت غير از اين دوكس احدى متابعت او نكرده است گويند عقيق بعد از آنكه بسعادت اسلام رسيد پيوسته اين حكايت را نقل مينمود و ميگفت كه اگر من در آن روز ايمان مىآوردم در سبق اسلام ثانى امير المؤمنين على رضى اللّه عنه مىبودم و ايضا در كشف الغمه از كتاب خصايص بروايت ابو ذر الغفارى و سلمان فارسى رضى اللّه عنهما منقولست كه نوبتى رسول صلى اللّه عليه و سلم دست امير المؤمنين على را گرفته گفت اين اول كسى است كه به من ايمان آورده است و اين فاروق اين امت و يعسوب مؤمنان است و اول كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه كند و صديق اكبر اوست شعر تعالى اللّه عجب عالى مكانيست * كه اقبالش مصون از انتقال است نشيند چون بصدر صفهء قرب * مقام قدسيان صف نعالست جناح مرحمت هركه گشايد * هماى سدرهاش در زير بالست و در كتاب مسترشد از سلمان رضى اللّه عنه روايتست كه رسول صلى اللّه عليه و سلم فرمود كه ( خير هذا الامة بعدى اولها اسلاما على بن ابى طالب ) و در مسند امام احمد بن